اگر چه در دل من قـصه‌ها فـراوان است            ولی چه سود و چه حاصل، که دشمنِ جان است

سروده ها واشعار

 

 

گناه كارِ دلت «شيروي» غزل گويي است

اگر چه در دل من، قصه‌ها فراوان است
ولي چه سود و چه حاصل، كه دشمنِ جان است
شمار قصه و درد و حكايتم ، بسيار
در اين سرايِ دو رو ، محنتم هزاران است
خبر اگر نكنم، چاه را، ز راز درون
يقين، گذرگهِ من، در پناه ديوان است
عجب زمانة نابي ست ، اين زمانة ما
كه كرده‌ها، همه دم، در محاقِ جولان است
طمع به كردة خود ، خود گناه بي بخشش
زبختِ خفته، صداقت به دست فرمان است
تو را زعزّت پيشين، نگشت فخرِ پسين
مُدام دفترِ عمرت، سياه و لرزان است
عقيده‌هاي مُلوّن، سمندِ اوج مقام
به بارگاه سعادت، بسي غزلخوان است
به قدّ قامتِ اين دلبران، ردايي نيست
چرا كه بردة اين مي‌كشان، سليمان است
گناه كارِ دلت «شيروي» غزل گويي است
وگرنه، كشتيِ اين قوم، بس خرامان است

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مختصری از ما

دكتر مصطفى شيروى خوزانی، متولد خمینی شهر اصفهان، تاریخ 1337خورشیدی، داراى مدرك دکترای زبان و ادبيات عربى از دانشگاه تهران. دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه قم ، با سابقه دروس حوزوى: منطق ، فلسفه و چندین سال دروس خارج فقه و اصول.