اگر چه در دل من قـصه‌ها فـراوان است            ولی چه سود و چه حاصل، که دشمنِ جان است

سروده ها واشعار

آكنده از شادى
شاد و خرّم چهره باشيد، از سرور آكنده باشيد
گردغم ازخود زدوده، ذات حق رابنده باشيد
حزن و اندوه و ألم را، ازصفاى دل برانيد
شاد باشيد شاد باشيد، آدمى دل زنده باشيد
شادى انسان مؤمن، سرزند از فيض باطن
گلشن باطن بجوييد، از صفا تابنده باشيد
چشمه عشق و محبت، مبدأش حلم و تواضع
در مسيرش ره گزينيد، رهروى پاينده باشيد
گلْسِتان خرّم‏ازاين‏است، چونكه حق راجانپذيراست
شادكامى بر گزينيد، آيتى زيبنده باشيد
موج درياى هوس را، موجگيرى زُبده فرض است 
عرصه برآن تنگ سازيد، ريشه‏اش خشكنده باشيد
طوطى شادِ غزلخوان، مى‏سرايد نغمه از جان 
ناله از ژرفابسازيد، وانگه او رانغمه باشيد
معدن جود و سخا را، اقتداكردن پسنداست 
راهشان درپيش گيريد، تابعى بالنده باشيد
آسمان برخويش بالد، سايه برپاكان فكندد
طينتى طاهر بسازيد، از پليدى رسته باشيد
ابرِرحمت بهجت افزا، خرّمى از او نمايان
دست محرومان بگيريد، صالحى ارزنده باشيد
خُلق نيكوى «محمد» أسوه پاكان عالم 
از صميم جان پذيريد، همچو گل، بوينده باشيد
«شيروى»!از خُلق نيكو، شمّه‏اى برخواندليكن
گفته‏اش رادل بگيريد، آدمى دل زنده باشيد

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

مختصری از ما

دكتر مصطفى شيروى خوزانی، متولد خمینی شهر اصفهان، تاریخ 1337خورشیدی، داراى مدرك دکترای زبان و ادبيات عربى از دانشگاه تهران. دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه قم ، با سابقه دروس حوزوى: منطق ، فلسفه و چندین سال دروس خارج فقه و اصول.