اگر چه در دل من قـصه‌ها فـراوان است            ولی چه سود و چه حاصل، که دشمنِ جان است

سروده ها واشعار

نمایش #
عنوان کلیک ها
ارزانی 607
عید آمد 847
گل واژه نامت چه فريباست رسولا 1229
گناه كارِ دلت «شيروي» غزل گويی است 1010
به ياد شهادت برادر رضا مؤذني 903
«همايون شهر» شد بازار كارش 977
چندی ست كه اين «شيروی»از غصه مريض است 997
رفتيم و طرب در دلمان مشك فشان شد 1128
آمدم قم تا لباس زهد بر قامت بدوزم 1238
مصلح كون، حجت حق منتظر 1127
عجب دنياى آبادى؟ 1021
آى آدما، ديده دل وا كنيد 996
از پاى پاكدامنيت گر پيام نيست 985
سپيدى عرصه‏ اش تنگه 1088
آكنده از شادى 1056
اظهارمحبت چه صفابخش درونِس 931
دريچه دل تنگم ،ستاره مى‏ بیند 940
يانظامَ الخُلقِ كم أبصرتُ فى وجهك خُلقا 1051
حُرقهٌ قد مَزَقَت وَسْطَ فُؤادي 1093
اى اشك! خاطرت همه جامِ صفاى من 1111
رمزى است نفخه‏اى كه درآن روح مادميد 944
گفته‏ام صدها سخن، در وصفِ غمهاى تو من 849
گفتم كه اى برادر! فكرى به حالِ ما كن 939
پژمرده و دلمُرده و دلسرد ماييم 715
اى كه در دام منى، اشك غم از ديده به دركن 668
ألا يا أيّهاالصّرفى، نبستم ازتو من طرفى 694
بارالها! مجد و عزت همره نامِ پدركن 733
ززائران در خانه،اى بابا، صدايت مى‏ كنند 710
پدرا! منزل ما،بى تو دگر شور ندارد 1196
زيبنده مردِ عشق نام حسن است 731
دعا در زندگى نقش آفرين است 788
از شهيد پند آموز 687
يأس ونوميدى گناهى بس بزرگ‏است و عظيم 618
دانش فرارم اى خدا!دانش فرارم 942
همى دانشورم ،دانش مدارم 1385
نه من دانشجوام، دانش فرارم 724
باز انسان به فراسوى وجودش خرشد 704
خدايا! توآنى كه هستى زتوست 7469
نفس خود بینی ما دیده برید از رویت 519
چرا جای نکوکاری 638
گفتم دادا جون این دلم 764
باغ کار و تلاش 469
درخت اميد 743
نیروی برق خفته دلان در مدار نیست 679
به نام آنکه بالای سرماست 662
نمازم حجلۀ عشق است2 701

مختصری از ما

دكتر مصطفى شيروى خوزانی، متولد خمینی شهر اصفهان، تاریخ 1337خورشیدی، داراى مدرك دکترای زبان و ادبيات عربى از دانشگاه تهران. دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه قم ، با سابقه دروس حوزوى: منطق ، فلسفه و چندین سال دروس خارج فقه و اصول.